لینک هایی که به مقالات بلاگ نگاه دیگر و بلاگ ایستگاه تفکر بوده اند به علت مسدود شدن هر دو بلاگ، با لینک مشابه در سایت ایستگاه تفکر جایگزین شده اند.

مکتوب دارالانشاء بیت العدل اعظم مورخ 20 فوریه 2012

 



توضیح ایستگاه تفکر:

 

در تاریخ 20 فوریه 2012 مکتوبی از دار الانشاء بیت العدل اعظم صادر شد که در توضیح مکتوب مورخه 15 دسامبر 2011 بود. جهت اطلاع خوانندگان عزیز این پیام در ادامه مطلب منتشر می شود.

 

(با توجه به اینکه پیام دارالانشاء به صورت پی دی اف منتشر شده است، صفحات آن به صورت تصویری در سایت نصب شده اند)

 

ادامه ی نوشته

آزادی بیان

 

نقل از وبسایت نگاه

نویسنده: حسین گواشیری

 

آزادی بیان

 

حسین گواشیری

استفاده از عبارات و شعارها در عُرف اهل سخن می تواند دامنه ای بس گسترده داشته باشد و هر کسی از دید خود با استناد به عبارتی به سخن پراکنی بپردازد. امّا، معنا و مفهوم عبارت مزبور در دید دیگران همان نباشد که گوینده به آن متوسل شده است. به این ترتیب، آنچه که گوینده به تصوّر خود در محدودۀ آزادی خویش به شرح و تفصیل پرداخته در دیگران اثری سوء، یا حدّاقلّ برداشتی نادرست داشته باشد.

یکی از مثال هایی که این روزها قابل استناد می باشد تعریف "حقوق بشر" است که بین تعاریف مذکور در اعلامیۀ جهانی حقوق بشر و آنچه که در اقلیم ایران مدّ نظر قرار دارد کاملاً متفاوت است و آنچه را که حامیان بین المللی حقوق بشر نقض این حقوق در ایران می دانند، سردمداران ایران به کلـّی منکر آن می شوند و آن را منطبق با قوانین داخلی خود میدانند. در خصوص صحـّت و سقم این دو ادّعا بحثی ندارم، زیرا مستلزم بحثی مستقل و مفصّل است و هر کدام از طرفین میتوانند دلائل خود را ذکر کنند.

 

ادامه ی نوشته

سمپاشی سمپاشان!

توضیح ایستگاه تفکر:

 

چندی پیش مطلبی با عنوان "ملاحظاتی پیرامون مکتوب مورخ پانزدهم دسامبر دارالانشاء" به ایمیل سایت ارسال شده بود. چند روز قبل، جناب سمندر مشکی باف مطلبی را با عنوان "سمپاشی سمپاشان!" مرقوم فرمودند که به نظر در نقد و بررسی آن نوشته نگاشته شده بود. ایستگاه تفکر برای ایجاد فضای باز گفتمان، "مکتوب دار الانشاء بیت العدل اعظم" را به همراه دو مطلب مورد اشاره منتشر کرده و از مطالب عزیزان دیگر نیز در تکمیل این بحث استقبال می کند.

 

(با توجه به اینکه پیام دارالانشاء به صورت پی دی اف منتشر شده است، صفحات آن به صورت تصویری در سایت نصب شده اند)

 

ادامه ی نوشته

ملاحظاتی پیرامون مکتوب مورخ پانزدهم دسامبر دارالانشاء

 

توضیح ایستگاه تفکر:

 

چندی پیش مطلبی با عنوان "ملاحظاتی پیرامون مکتوب مورخ پانزدهم دسامبر دارالانشاء" به ایمیل سایت ارسال شده بود. چند روز قبل، جناب سمندر مشکی باف مطلبی را با عنوان "سمپاشی سمپاشان!" مرقوم فرمودند که به نظر در نقد و بررسی آن نوشته نگاشته شده بود. ایستگاه تفکر برای ایجاد فضای باز گفتمان، "مکتوب دار الانشاء بیت العدل اعظم" را به همراه دو مطلب مورد اشاره منتشر کرده و از مطالب عزیزان دیگر نیز در تکمیل این بحث استقبال می کند.

 

(با توجه به اینکه پیام دارالانشاء به صورت پی دی اف منتشر شده است، صفحات آن به صورت تصویری در سایت نصب شده اند)

 

ادامه ی نوشته

مکتوب دارالانشاء بیت العدل اعظم

 

توضیح ایستگاه تفکر:

 

چندی پیش مطلبی با عنوان "ملاحظاتی پیرامون مکتوب مورخ پانزدهم دسامبر دارالانشاء" به ایمیل سایت ارسال شده بود. چند روز قبل، جناب سمندر مشکی باف مطلبی را با عنوان "سمپاشی سمپاشان!" مرقوم فرمودند که به نظر در نقد و بررسی آن نوشته نگاشته شده بود. ایستگاه تفکر برای ایجاد فضای باز گفتمان، "مکتوب دار الانشاء بیت العدل اعظم" را به همراه دو مطلب مورد اشاره منتشر کرده و از مطالب عزیزان دیگر نیز در تکمیل این بحث استقبال می کند.

 

(با توجه به اینکه پیام دارالانشاء به صورت پی دی اف منتشر شده است، صفحات آن به صورت تصویری در سایت نصب شده اند)

 

ادامه ی نوشته

نقدی بر ” دیالکتیک شمشیر و جهاد در آثار حضرت باب” – بخش سوم

4 سپتامبر 2011 ایستگاه تفکر 2 دیدگاه

مقاله وارده

نویسنده: علیرضا رضوی

 

نقدی بر " دیالکتیک شمشیر و جهاد در آثار حضرت باب"

بخش سوم

علیرضا رضوی

پس از دو نوشتار پیشین (بخش اول بخش دوم) که در نقد مقاله "دیالکتیک شمشیر و جهاد در آثار حضرت باب" منتشر شد؛ باقی مسائل را در قسمت سوم پی می‌گیرم. امیدوارم با نگارش این مقالات، بتوانم اندوخته‌هایم را در مطالعات تاریخی و دینی آئین بابی و بهائی با خوانندگان گرامی به اشتراک بگذارم و در راه معرفی جنبش بابیه قدمی برداشته باشم.

ادامه ی نوشته

نقدی بر ” دیالکتیک شمشیر و جهاد در آثار حضرت باب” – بخش دوم

مقاله وارده

نویسنده: علیرضا رضوی

نقدی بر " دیالکتیک شمشیر و جهاد در آثار حضرت باب"

بخش دوم

علیرضا رضوی

در مقاله قبل، به ذکر اشکالات عمده‌ای که بر مبنای آقای سعیدی وارد بود، پرداخته شد. در این نوشتار پس از بیان نکته‌ای دیگر که در مقالات نویسنده بهائی مشهود است، ادامه بحث را با عنوان " تناقض سخنان رهبران و نویسندگان بهائی با تئوری دیالکتیک جهاد در آثار باب" پی می‌گیرم.

  ادامه ی نوشته

احسان طبری و انتقادات او به دین بهائی

 

نقل از وبلاگ پست سکولاریزم

نویسنده: م. نیک نژاد

احسان طبری و انتقادات او به دین بهائی

م. نیک نژاد

 

خانمی به نام رویا با ارسال بخش مربوط به بابیه از کتاب جنبشهای انقلابی ایران تالیف آقای احسان طبری،  به خیال خود برگ برنده‌ای علیه آیین بهائی بر زمین زده و  می‌نویسد: این هم تاریخی مستند برای نشان دادن فرقه ای بودن بهاییت و بابیت.

ادامه ی نوشته

نقدی بر دیالکتیک شمشیر و جهاد در آثار باب – بخش اول


مقاله وارده

نویسنده: علیرضا رضوی

نقدی بر دیالکتیک شمشیر و جهاد در آثار باب

بخش اول

علیرضا رضوی

با سپاس‌ از آقای نادر سعیدی بابت نقد اخیری که در پاسخ به مقاله بنده نگاشتند. در ابتدا بر خود لازم می‌دانم به خاطر وقفه‌ای که در نگارش این نوشتار به علت برخی مسائل و مشاغل دانشگاهی پیش آمد، از ایشان و خوانندگان گرامی پوزش بطلبم. با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان فراغتی حاصل شد تا به انجام کارهای معوقه بپردازم و ناگفته نماند پیگیری گفتگو در این بحث، از مهمترین دغدغه‌های بنده در این مدت بوده است. امیدوارم باب گفتگو تا رسیدن به نتیجه همچنان باز بماند و بتوانیم از خلال این گفت و شنودها، هم خود توشه‌ای برگیریم و هم فایده‌ای به پژوهشگران و علاقه‌مندان به مطالعات تاریخ باب و مباحث مرتبط رسانده باشیم.

ادامه ی نوشته

بحران در مطالعات بابي و بهائي

 

مقاله وارده

ارسال کننده: پیام امیری


بحران در مطالعات بابي و بهائي                                                                  دنيس مك اوئن

آيا اين بخشي از بحران وسيعتر در آزادي علمي و آكادميك است

          بررسي­هاي ناخوشایند همچون مرگ و ماليات! براي همه ما اجتناب ناپذيرند. اگر كار حمل و نقل تابوت و دفن و يا رفع و رجوع مسائل مالي را بتوانيم به ديگران بسپاريم، ولي ظاهراً پاسخگوئي به این بررسيهاي ناخوشایند دست خودمان را مي­بوسد. شايد اگر بخواهيم احتراممان حفظ شود، در مجموع بهتر باشد از خير نويسندگي بگذريم!! ولي بعضي وقتها بررسيهاي بد آنقدر غير منصفانه يا گمراه كننده­اند كه نبايد آنها را بي­جواب گذاشت.

          عمده فعاليتهاي آكادميك من درباره دو جنبش ديني ايراني، يعني بابي و بهائي بوده است. انگار شما مي­گوئيد ايندو موضوع چندان برايتان اهميتي ندارد! ولي با توجه به افزايش علاقه به موضوع تشيع ايراني، گويا علاقه اسلامگرايان هم بيش از پيش به اينطرف جلب شده است. بهائيت كه خصوصاً يك جنبش رو به رشد است، مي­تواند حوزه جالبي براي مطالعات ديني بطور كلي و نيز مبحث جامعه شناسي ديني باشد.

ادامه ی نوشته